اتوبوس پزشکیان، مسافر قالیباف
قطار تغییر دولت پزشکیان به کندی حرکت می کند، درحالیکه دو سال از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد اما شرایط جنگی کشور مانع از ایجاد تغییرات گسترده مدیریتی در استانها شد و اندک تغییرات شکل گرفته هم اغلب منتصب به جریان دیگری بود، از جمله همین تغییر اخیری که در راس اداره کل ورزش و جوانان گیلان رخ داد و جهانبخش آرمان، جایش را به ابراهیم مهربان داد، قهرمان سابقی که این روزها در فدراسیون کشتی، دبیر علیرضا دبیر بود، دبیر هم به همه زبان های زنده دنیا داد زده که پیوندی ناگسستنی با قالیباف دارد و حتی پیش از دنیامالی، صندلی وزارت به وی تعارف شده بود، پس پربیراه نیست که بگوییم این اندک تغییر رخ داده در دولت پزشکیان در گیلان هم مثل همیشه از اتوبوس قالیباف پیاده شده است. جناح موافق و مخالف دولت که راضی هستند، ما کی باشیم که ناراضی باشیم، فقط انچه مطامع جامعه ورزش گیلان هست اجرا و پیاده شود، ما را بس.
اما ابراهیم مهربان کیست؟
ابراهیم مهربان که در دهه نود میلادی به طور مداوم سهمیه سنگین وزن تیم ملی کشتی ازاد را در اختیار داشت، سه مدال طلای اسیا از جمله طلای بازی های اسیایی 1994 هیروشیما، طلای قهرمانی اسیا 1997 تهران و طلای قهرمانی اسیا 1996 ازبکستان را ( که به لطف دوپینگ اولگ نانیف ازبکستانی بدست امد) در کارنامه دارد؛ او یک دهه به عنوان مربی در کادر فنی تیم ملی نیز حضور داشت و در سال 2011 به همراه تیم ملی نایب قهرمان جهان شد و در سال 2009 به عنوان سوم دنیا دست یافت.
او سپس خدمت به کشتی را در سنگر دیگری ادامه داد و از مرداد 1400 به عنوان دبیر فدراسیون کشتی فعالیت می کرد؛ حال با تغییرات صورت گرفته و حضورش در راس ورزش گیلان بناست پس از روزهای خوشی که کاراته گیلان با مسعود رهنما و فوتبال استان با جهانبخش ارمان داشت این بار این روزهای خوش گریبانگیر کشتی گیلان گردد!
البته او با میز مدیریت چندان هم بیگانه نیست و در روزگاری نه چندان دور، هم ریاست اداره ورزش و جوانان شهرستان لاهیجان را برعهده داشت و هم با اعتمادی که همشهریانش به وی کرده بودند در سال 1392 وارد شورا شده و ریاست دوره چهارم شورای شهر لاهیجان را نیز عهده دار بود.
کارنامه مهربان را موجز مرور کردیم که بگوییم هندوانه دربسته نیست و رزومه ای تقریبا پربار در پرونده دارد، با این حال برای اینکه بداند در ورزش گیلان با چه چیزی مواجه هست بد ندیدیم به صورت موجز مروری به وضعیت هیات های ورزشی گیلان داشته باشیم مروری که بی شک پیش از این به سمع و نظر اقای مدیرکل رسیده، اما بد نیست برای این گزارش نیز وقتی بگذارد.
در هیات های ورزشی گیلان چه می گذرد؟
هیات کشتی یا شورای شهر
جناب آقای مهربان، با کشتی شروع می کنیم که هم ورزش اول کشور است و هم رشته تخصصی شما؛ از آنجاکه در هرم مدیریت فدراسیون کشتی حضور داشتید بیش از هر فرد دیگری بر اوضاع این هیات مسلطید، اما همینقدر زیره به کرمان ببریم که دکتر مسعود اسلامی، رییس هیات، بیش از کشتی، دل در گروی شورای شهر رشت دارد و به همین بهانه استعفایی ارایه نشده !!! ماه ها در کشوی مدیرکل پیشین قرار داشت تا اگر انتخاباتی برگزار شد و ایشان به عضویت شورا درآمد برگه استعفا رو شود و اگر در شرایطی مثل امروز که تکلیف برگزاری انتخابات شورا همچنان مبهم است وی بتواند همچنان رییس هیات کشتی باقی بماند؛ اما این شرایط یک بام و دو هوا، بیش از شش ماه طول کشید و جامعه کشتی گیلان را به ستوه آورد و وقتی به ناچار، فرد جدیدی با معرفی نامه اداره کل ورزش و جوانان استان جهت تصدی سرپرستی هیات پشت درب اتاق رییس فدراسیون رسید، اسلامی احساس خطر کرد و بلافاصله با گرفتن چند عکس یادگاری با برخی پیشکسوتان کشتی و انتشار ان در فضای مجازی و برگزاری مجمع سالیانه، بازگشت خود را اعلام کرد تا حال که برگزاری انتخابات شورا در محاق است صندلی ریاست هیات کشتی را از دست ندهد؛ اگرچه اسلامی بازگشت اما شما بهتر از هرکسی می دانید که این شایسته ورزش اول کشور در گیلان نیست که اینگونه هدایت شود، شایسته گیلان نیست که با داشتن حداقل چند عضو در اتحادیه جهانی کشتی اینگونه فقیر باشد، شایسته جامعه کشتی گیلان نیست که نتواند تنها قهرمان مدال آور خود امیررضا معصومی – کسی می توانست به هفت دهه بی مدالی گیلان در المپیک خط بطلانی بکشد – را براحتی از دست دهد و در لباس کشور دیگری دیده شود، اقای مهربان کشتی گیلان بی صبرانه منتظر تصمیمات مدیریتی شماست.
هیات فوتبال، مدرسه پیرمردها
از کشتی که عبور کنیم به پرطرفدارترین رشته ورزشی یعنی فوتبال می رسیم که قصه اش غصه هفتاد من مثنوی است، استانی که مملو از استعدادهای فوتبالی است اما دریغ از عرض اندام تیم هایش در لیگ برتر. اگر اندک تقلایی هم ملوان می کند ان را به حساب تافته جدابافته بودنش از فوتبال گیلان بگذارید چراکه انزلی همیشه سعی کرد بخاطر رقابت جدی اش با فوتبال رشت، تصمیات فوتبالی و مدیرتی خود را تا جاییکه قانون اجازه می دهد مستقلا و مستقیما با فدراسیون پیش ببرد نه هیات فوتبال گیلان. هیات فوتبال گیلان هم که سالهاست به مدرسه پیرمردها شباهت پیدا کرده و این بازنشسته ها مدام روی اعصاب فولادین مردم رژه می روند از اماده نبودن سکوهای عضدی بیشترین سود را بردند تا کمتر ناسزا بشنوند انها مدتهاست نتوانسته اند دو تیم پرطرفدار شهر رشت یعنی داماش و سپیدرود را به لحاظ مالکیتی و مدیریتی به جایگاه ثابتی برسانند این ضعف مشخص و مفرط رییس هیات فوتبال گیلان و تیم ضعیف تر از خودش در هیات فوتبال است، شمای مدیرکل هم ظاهرا با قوانین داخلی نمی توانید این رییس بیست ساله را از صندلی اش جدا کنید مگر اینکه از در دوستی درایید و با خواهش و التماس از قربانعلی الماسخاله و تیمش بخواهید از شرایط تیم های فوتبال گیلان کمی شرم کنند و هیات را رها کنند.
هیات وزنه برداری؛ نامجو و بس
اما گیلان تنها مدالش را در المپیک هفتاد سال پیش توسط محمود نامجو در المپیک 1956 ملبورن در رشته وزنه برداری گرفت و همان مدال باعث شد این خطه همیشه وزنه بردارهای خوبی در رده جهانی داشته باشد از برادران پانزوان گرفته تا اصغر ابراهیمی، از مهدی عطار گرفته تا اسماعیل علم خواه که اتفاقا این مورد اخیر داستان عجیبی دارد، این وزنه بردار که به اتفاق محمود نامجو در بازی های آسیایی 1958 توکیو برای ایران کسب مدال کرد و مدال هایش در زمره دستاوردهای گیلان محسوب می شود دو سال بعد در المپیک 1960 رم هم صاحب مدال می شود اما بواسطه سکونتش در تهران این مدال به نام پایتخت نشین ها ثبت شد که جا دارد برای پربارتر کردن پرونده ورزشی گیلان جناب مدیرکل رایزنی برای بازگشت این مدال المپیک به کارنامه گیلان داشته باشد. اما مسعود محرابی که اخیرا دومین دوره چهار ساله ریاست خود در هیات وزنه برداری را اغاز کرده است علیرغم تلاش فراوان بخصوص در بخش تازه راه افتاده بانوان که بیشتر بخاطر حضور همسرش به عنوان نایب رییس هیات رقم خورد، اتفاق خارق العاده ای را شاهد نیستیم جز کسب گاه و بی گاه مدال هایی در بخش پایه که از قضا اصول حرفه ای هر رشته است اما حمایت های بعدی احتمالا بواسطه کمبود منابع مالی ابتر می ماند و قهرمانان هم بی مدال. بلاشک وزنه برداری از جمله رشته هایی است که اگر حمایت شود می تواند شق القمر 70 سال پیش خود را تکرار کند.
ورزش های آبی؛ غرق نشوید!
گیلان بخاطر داشتن 280 کیلومتر نوار ساحلی و داشتن رودخانه ها و تالاب های فراوان در ورزش های آبی می تواند حضوری پررنگ داشته باشد، اما هیات قایقرانی که گل سرسبد رشته های ابی است و مدال های فراوانی از ان در رویدادهای ورزشی توزیع می شود علیرغم کسب مدال های اسیایی فراوان هرگز در میادین جهانی و المپیک موفق نبوده است، این روزها که اوضاع بدتر هم شده و ماه هاست این هیات متولی ندارد و با سرپرست اداره می شود سرپرست هایی که یکی پس از دیگری می ایند و می روند و معلوم نیست چرا توان برگزاری مجمع انتخابات را ندارند. این شرایط را هیات نجات غریق و غواصی گیلان نیز در حال تجربه است، هاشم اسماعیلی بخاطر چالشی که با مدیرکل پیشین داشت از ریاست هیات استعفا داد، اگرچه هیات نجات غریق کمتر در مسیر قهرمانی فعالیت دارد اما نداشتن متولی در فصل تابستان، فصلی که تنها زمان فعالیت این هیات است ضربه سختی بر پیکره این رشته خواهد زد. در بین رشته های آبی شاید هیات شنا شیرجه و واترپلو شرایط با ثبات تری داشته باشد هیاتی که اخیرا دکتر همتی را برای دومین دوره پیاپی به عنوان رییس برگزید اما نداشتن زیرساخت لازم از جمله استخر شنا باعث شد در عرصه قهرمانی چشم نواز نباشد شاید مهمترین چالش دو دهه اخیر هیات شنا، تخریب استخر کوثر مجموعه ورزشی یادگار امام رشت و نبود اراده برای تکمیل این پروژه باشد، استخر ایثار سردار جنگل هم با هزینه سنگین تامین و نگهداری، در اختیار هیات کم درامد شنا قرار گرفت از همین رو گاها باید از منابع شخصی برای تعمیر و نگهداری آن هزینه کرد. این را ابراهیم مهربان که سابقه مدیریت بهترین استخرهای پایتخت را دارد کاملا درک می کند، اما درک کردن کافی نیست و همراهی با رییس هیات شنا که علاقمند به تکمیل استخر کوثر از هزینه های شخصی مطابق ماده 27 قانون است، می تواند گره گشاری ورزش های آبی باشد. اما رویینگ رشته ای که توان مدال اوری خوبی دارد اخیرا به شکل یک هیات مستقل درامد و گیلان نیز اولین رییس هیات خود را شناخت، باید منتظر ماند و دید محمدی رییس هیات در اولین آزمون خود برای بازی های اسیایی ناگویا چه برنامه ای دارد.
ورزش های رزمی، اوس
اما در کنار ورزش های آبی، گیلان در ورزش های رزمی نیز موفقیت های فراوانی داشته است، بخصوص در رشته بوکس قهرمانانی چون جبار فعلی در گذشته و امین قاسمی پور را در دوره حاضر داشته و حتی در المپیک اخیر پاریس نیز دو داور گیلانی قضاوت کرده اند، اما مشکل همینجاست، بابک بردبار یکی از داورانی که در المپیک قضاوت کرد مدت هاست سکان دار هیات گیلان است و بیش از انکه روی قهرمان پروری زوم کند روی داوری و قضاوت تمرکز کرده و نتیجه ان هم حضور دو داور گیلانی در المپیک و شکست های پی در پی بوکسورهای گیلانی در میادین کشوری است، شاید اگر بردبار توجیه شود که او رییس هیات است و علاوه بر داوری باید نگاه ویژه ای به بحث قهرمان پروری داشته باشد نتیجه بهتری بگیرد. البته این یک روی سکه است و در روی دیگر این هیات، پرونده ای در دیوان عدالت اداری باز است که اگر نتیجه بگیرد بردبار باید صندلی خود را دو دستی تقدیم علی علیزاده رییس پیشین هیات بوکس استان نماید، پرونده ای که به گفته برخی ها عن قریب به بار می نشیند.
تکواندو هم با ارمین هادی پور روزهای خوبی داشت اما عدم مدیریت درست این ورزشکار دوران قهرمانی اش را کوتاه کرد و رییس پروازی جدید که بر سر انتخابش هم چالش زیادی بوجود امد بهانه های زیادی همچون جنگ دارد تا پاسخ منتقدان خود را ندهد.
اما صد حیف که کاراته از حضور آزمایشی اش در المپیک سربلند بیرون نیامد اما هنوز هم ناامید برای بازگشت دوباره به المپیک نیست که اگر این اتفاق بیفتد بی شک باتوجه به پتانسیلی که در این رشته در گیلان نهفته هست پربیراه نیست بگوییم بتواند خط بطلانی بر 70 سال بی مدالی گیلان در المپیک بکشد، کاری که سارا بهمنیار در تنها حضور کاراته در المپیک توکیو می توانست انجام دهد ولی بی تجربگی مانع از ان شد با این حال تا مسعود رهنما رییس فدراسیون کاراته هست باید از این فرصت استفاده کرد و سهمیه های بحق بیشتری را در ترکیب تیم های ملی گرفت اما با ترکیب فعلی هیات کار سختی است ترکیبی که متاسفانه با روسای گیلانی پیشین و فعلی فدراسیون چندان هماهنگ نیست و این به کاراته گیلان بسیار ضربه می زند.
مجمع هیات جودوی گیلان در همان روز معارفه مدیرکل جدید ورزش استان، اعتماد دوباره خود به آرش هدایتی را علیرغم ساز مخالفی که برخی پیشکسوتان این رشته کوک کرده بودند اعلام کرد، البته ارش هدایتی بیش از انکه انتخاب مجمع گیلان باشد انتخاب فدراسیون بود از همین رو ارش هدایتی با تکیه بر ارش میراسماعیلی مخالفان خود را کنار زد امید است حال که چنین رابطه صمیمانه ای بین دو ارش برقرار است از ان برای پیشبرد امور جودوی گیلان بهره بیشتری گرفته شود. چراکه ساز مخالف همیشه هست و اپوزوسیون هم برای همه هیات فعال هست مهم این است که چگونه بتوانید با عملکرد خود انها را قانع کنید.
در کونگ فو و ووشو هم که معلوم نیست با این جامعه اماری چگونه توانستند یک فدراسیون مستقل شوند، اوضاع خوبی در گیلان دیده نمی شود و عمدتا روزمرگی است که با ان دست به گریبانند و قلی زاده کونگفو و شیرازی ووشو (که یکی به مدیرکل پیشین و دیگری هم به معاونش وصل بودند) علاقه ای هم به پاسخگویی ندارند ای کاش این دو رشته رزمی هم به زیر مجموعه فدراسیون انجمن های رزمی می رفتند، البته هیات انجمن های رزمی گیلان هم با داشتن بیش از 80 سبک رزمی در زیر مجموعه اش، متاسفانه یک سالی است با سرپرست هدایت می شود سعید علیپور که جایگزین یک سرپرست متخلف!!! شده است تلاش زیادی برای احیای آن می کند، منتها برای رسیدن به اوج اول باید مجمع انتخاباتی برگزار شود.
رشته های توپی بدون توپ
اوضاع در رشته های توپی هم چندان جالب نیست، علیرضا درخشانی رییس هیات بسکتبال نتوانست عملکرد درخشان محمد رفیعی رییس پیشین هیات را ادامه دهد و تنها تلاش می کند داشته های گذشته را حفظ نماید اینکه چقدر موفق بود را در فرار سرمایه هایی چون اصغر کاردوست از گیلان می توان دید. هندبال هم اگرچه رییس دارد اما توان ندارد پول ندارد امکانات ندارد و چون مخاطب فراوان هم ندارد ارام در گوشه ای مشغول به خدمت به خلق در اندازه داشته های خود است. اما همگان از والیبال انتظار دارند، رشته ای پرطرفدار که در گیلان مدت ها رییس نداشت و بالاخره ماه گذشته انتخاباتش برگزار شد و امیر کاظمی در رقابتی میلیمتری با رقبا توانست رای اعتماد بگیرد و رییس هیات شود او که در دوره های قبل هم به عنوان رییس کمیته ساحلی و دبیر هیات نقش افرین بود انتظار می رود باتوجه به شناختی که از پتانسیل والیبال گیلان دارد بتواند با تیمداری در لیگ برتر شور و هیجان را به والیبال استان باز گرداند.
هیات های دوقولو
هیات های تیراندازی با کمان و تیراندازی با تفنگ و هیات های تنیس روی میز و تنیس خاکی را باید دوقولوهای بهم نچسبیده دانست؛ هیات تیراندازی با کمان را دیگر باید به نام مهرداد گسگری سند زند، کسی از این هیات انتظاری نداشت اما اهسته و پیوسته اتفاقات خوبی را رقم زد با این حال تا ایده ال، فرسنگ ها فاصله داریم، تیراندازی با تفنگ هم همینطور بعد از اینکه این هیات از سیطره خانوادگی درآمد و در اختیار حسین علیپور از کارکنان اداره کل قرار گرفت ظاهرا فقط از سیطره خانوادگی خارج شد و رییس جدید هیات هم نتوانست علیرغم در اختیار داشتن سالن اختصاصی، توفیق چندانی بدست بیاورد و به اصطلاح وضعیت این هیات به تفنگ بدون ساچمه می ماند. البته یک استعداد ناب به نام زینب طوماری دارد که حتی مجوز حضور در ناگویا را هم گرفته است اما این استعداد خودبرخاسته به زودی بازنشسته می شود و دست گیلان مجدد تهی از تیرانداز می شود.
با خروج تک ستاره های تنیس روی میز از دایره قهرمانی، این هیات هرگز بزرگی نکرد، عارف احمدی فر که خود جزو همان تک ستاره ها بود باید از رییس هیات زمان قهرمانی خودش، استعدادیابی را می اموخت، اما این سهل انگاری باعث شد سالهاست دیگر پینگ پنگ باز قهاری از گیلان عرض اندام نکند، تنیس خاکی هم ورزش لوکسی است بیشتر در هتل ها و شهرک ها به صورت غیرحرفه ای بازی می شود و هیاتش در گیلان این روزها سرپرست های پیاپی را تجربه می کند و اگر هم انتخاباتی برگزار شود بعید به نظر می رسد برنامه مدونی داشته باشند.
رشته های مادر، بی مادرند
اگر دوومیدانی و ژیمناستیک در گیلان حرفی برای گفتن ندارند بخاطر عدم فعالیت و نبود استعداد نیست بلکه فدراسیون های این دو رشته گرفتار باندبازی و بی برنامگی عجیبی هستند، فرق این دو رشته این است که دوومیدانی رییس هیات و رییس فدراسیون دارد اما چالش های رییس فدراسیون با رسوایی اخلاقی بزرگی که در کره جنوبی رقم زده شد باعث شد توانایی برداشتن گام رو به جلو را نداشته باشد، اما ژیمناستیک نه رییس فدراسیونش مشخص است و نه رییس هیاتش در گیلان، خانم اینچه درگاهی بارها با فشار وزارت برداشته شد و با فشار فدراسیون جهانی گمارده شد و پیوست ان محمد افتخاری در هیات گیلان با فشار اداره کل برداشته و با فشار فدراسیون گمارده می شود، پیشنهاد می شود حال که در اخرین گام اینچه درگاهی به صندلی خود بازگشته و آرمان هم رفته، مهربان با گزینه قانونی فدراسیون یعنی محمد افتخاری مهربان باشد تا خانواده بزرگ ژیمناستیک رنگ خوشی را پس از مدتها ببینند. هیات امادگی جسمانی هم که مدتی است از دل هیات ژیمناستیک خروج کرده بیشتر جنبه اموزشی دارد و رضا رحیمی مقدم و تیمش انگار کارشان را خوب بلدند که صدایی از انها در نمی اید.
هیات شطرنج، ابروی بین المللی گیلان
پس از سلطه دو دهه ای کیومرث بیات در هیات شطرنج گیلان که الحق و الانصاف اتفاقات خوب و بزرگ کم رخ نداد، نوبت به حسین میربلوک رسید تا مهره های شطرنج را حرکت دهد، واقعا کسی متصور نبود میربلوک پس از خروج دایی اش حسن تامینی از راس فدراسیون، در هیات گیلان موفق که چه عرض کنم اصلا ماندگار شود اما او ماند انتخابات بعدی را هم برنده شد و تنها رویداد بین المللی گیلان که به اعتبار و ابروی گیلان تبدیل شده است را به خوبی دوره های پیشین نه تنها برگزار کرد بلکه حتی سعی کرد حال که این رشته پتانسیل جذب ورزشکاران خارجی را دارد یک رویداد بین المللی دیگر علاوه بر کاسپین کاپ نیز برگزار نماید و با این حرکت نشان داد شاید شطرنج باز قهاری در صفحه شطرنج نباشد اما مهره های مدیریت را به خوبی حرکت می دهد.
شمشیرزن ها به بهشت نمی روند
شمشیربازی گیلان به لطف محمد رهبری به مدال المپیک بسیار نزدیک شده بود اما شانس با وی یار نبود تا خط شکن مدال المپیک باشد، حامد توکلی رییس پیشین هم اگرچه به شکل خانوادگی ولی در حال رقم زدن اتفاق بزرگی در این رشته بود و دخترانش رکوردهای خوبی را در حال جابه جا کردن بودند که بهانه های بنی اسراییلی اپوزسیون بحق یا ناحق باعث شد وی با استعفای زودهنگام سرنوشت این هیات را در هاله ای از ابهام فرو برد و محمد رهبری که این روزها در زمره مربیان تیم ملی است سرپرست هیات گردد اما کار محمد، رهبری روی تخته هست و سکان هدایت هیات باید دست اهلش قرار بگیرد. توکلی می خواست و می توانست شمشیرزن ها را به بهشت هدایت کند اما خودشان نخواستند.
هیات بدمینتون منطقه آزاد انزلی!!!
مجید فاتحی شاید خود بدمینتون باز نباشد اما دلسوزی اش برای این رشته از بسیاری از بدمینتون بازها بیشتر است و همین امر باعث حضور طولانی مدتش در این هیات شده است او حتی اخیرا بر معدود رقابت های بین المللی گیلان افزود و کاسپین کاپ بدمینتون را در منطقه آزاد انزلی برگزار کرد و شاید از معدود هیات هایی باشد که اپوزیسیون هم از حضورش راضی است. اما چرخش تقریبا همیشگی راکت بدمینتون در منطقه آزاد انزلی (که بواسطه حضور دکتر فاتحی در معاونت این سازمان بوده است) هم خیر بوده که یک رویداد بین المللی را میزبانی کرده است و هم اندکی شر که سایر شهرهای استان را کمی دور از راکت قرار داده است.
اسکی؛ در جستجوی جایی برای سر خوردن
در بین مردم اسکیت و اسکی بیش از انکه ورزش باشند یک تفریح اخر هفته ای محسوب می شوند با همه این احوال آرمان حداد کوهنورد قدیمی کشورمان مسئولیت هیات تازه تاسیس اسکی گیلان را برعهده گرفت تا شاید در صعودهایی که دارد منطقه مناسبی برای اسکی بیابد، البته که یکی دو نقطه در رضوانشهر و رودسر را مشخص کرد ولی با نبود سرمایه گذار هنوز اقدامی عملی صورت نگرفت، اسکیت هم که از ابتدا به نام حمید ارین فرد سند خورده و علیرغم چالش عجیب و غریبی که سال گذشته گریبانگیرش شد اما به سلامت عبور کرد و دوباره به مرد اول این رشته ورزشی تبدیل شد و مثل همیشه مشغول آموزش به بچه هاست و بس.
ظاهرا اسب حیوان نجیبی نیست
باتوجه به بافت گیلان قاعدتا باید اسب نقش حیاتی در زندگی روستایی گیلان بازی کند بنابراین روی موفقیت در دو رشته سوارکاری و چوگان می توان حساب کرد اما در حد برگزاری چند رویداد محلی و شرکت بی ثمر در چند رویداد کشوری جلوتر نرفته ایم، محمدمهدی انتظام مرد اول هر دو رشته هست که گاهی رییس این هیات و گاهی رییس ان هیات است، حال حاضر هم مسئولیت هیات سوارکاری گیلان را برعهده دارد و بنا به دلایلی قدر تنها مجموعه سوارکاری دولتی گیلان یعنی پیربازار را نمی داند؛ فرشید رزم پوش رییس هیات چوگان هم تنها با تعبیه امکاناتی در غرب گیلان چوگان را در ان منطقه اندکی زنده نگه داشته است.
سواریشان خوب نیست
برای هر دو رشته امکانات خوبی در مجموعه ورزشی سردار جنگل رشت مهیا شده است اما حکایت هیات اتومبیلرانی و موتورسواری گیلان شبیه حکایت پوتین مدودوف است چراکه بعد از سالها حضور محسن واحدی در راس آن، به حکم قانون در انتخابات قبلی شرکت نکرد و جای خود را به دبیر خود امین احمدزاده داد تا عملا همچنان تصمیمات ذیل نظر تیم خودش گرفته شود اکنون هم با پایان یافتن دوره احمدزاده احتمال بازگشت مجدد خودش به راس این هیات وجود دارد تا احمدزاده را از این مسئولیتی که بردوش گرفته برهاند، گفتنی است نه در حد قهرمانی ولی رویدادهای خانوادگی خوبی در این رشته برگزار می شود. حکایت دوچرخه سواری هم که عجیب تر است نام این رشته با خانواده دلیل حیرتی عجین شده است اما بعد از یک دهه ناگهان ایمان دلیل حیرتی ادم بده قصه می شود و باید از هیات استعفا دهد. اگرچه مدتی است حمیدرضا حاجی سعیدی سکان هیات را برعهده گرفته ولی هنوز اقدامی جهت خودنمایی در این چند ماهه شکل نداده است اما ای کاش قدر تجربه و تخصصی که در همه این سالها توسط دلیل حیرتی بدست امده را بدانند و مقدمات حذف همیشگی اش از رشته دوچرخه سواری را رقم نزنند.
همگانی و روستایی؛ بی غم ها
تنها هیات هایی که می توانند بودجه مستقل از وزارت ورزش و جوانان دریافت کنند هیات ورزش های همگانی و هیات ورزش های روستایی هستند، چراکه وظیفه قهرمانی برعهده ندارند و رسالتشان ایجاد شور و نشاط اجتماعی در جامعه هست، یکی در محیط شهری و دیگری در روستاها با احیای بازی های بومی و محلی. پس از برهم خوردن بی دلیل و ناگهانی ترکیب هیات ورزش های همگانی، همگان نگران اینده این هیات بودند که خوشبختانه با آمدن محمود قاسم نژاد که کارنامه معاونت استانداری گیلان را هم در پرونده دارد یک همیت خوبی برای احیای مجدد این هیات برداشته شد. در مقابل اما علیرغم سپری کردن روزهای ارام در هیات روستایی، ناگهان پیش از انتخابات شورای شهر، قانون استعفا از مناصب مدیریتی (که در اقدامی عجیب امسال سمت ریاست یک هیات ورزشی را هم شامل شد) باعث شد مهیار سماکچی، رییس هیات، برای حضور در انتخابات شورای شهر رشت از ریاست خود در هیات، مردانه استعفا دهد (مردانه بدین خاطر که برخی روسای هیات در موارد مشابه با لابی با مدیران مافوق استعفای صوری خود را در کشوی میز انها پنهان کردند تا در صورت لزوم ارایه کنند) از همین رو اکنون چند ماهی است با سرپرست اداره می شود و چرخ هایش به کندی روبه جلو حرکت می کند و لازم است جناب مدیرکل تکلیف مجمع این هیات را سریعتر مشخص نماید.
مارماهی ها
هیات ورزش های کارگری، دانش آموزی و دانشگاهی؛ همانطور که از اسم این هیات ها پیداست متولی اصلی شان اداره کار، اموزش پرورش و دانشگاه هست که در تعامل با اداره کل ورزش امورات خود را پیش می برند، هیات هایی که به مارماهی می مانند نه این تمامند و نه آن تمام، نه اداره ورزش گردنشان می گیرد و نه ادارات ذینفع، البته این گله ورزشکارانشان هست وگرنه همه این ارگان ها به وظیفه خود آشنایند؛ ولی در این بین هیات کارگری با دکتر حجت پهلوان یلی که سابقه ریاست فدراسیون را هم در کارنامه دارد رویدادهای ملی خوبی را میزبانی کرده و نتایج درخوری هم کسب کرده اما دکتر ابوذر جوربونیان در دانشگاه و حامد رضانژاد در مدرسه بیش از قهرمانی، بدنبال آموزش و همگانی کردن رشته های ورزشی هستند.
مارماهی های دیگری نیز هستند هیات ورزش های جانبازان، نابینایان و ناشنوایان که زیر مجموعه بنیاد شهید و بهزیستی در حال ارایه خدمت هستند کجدار و مریز حرکت های رو به جلو دارند ولی محمد قنبری در هیات جانبازان یک سر و گردن از دیگران پیشی گرفته و بسیار جدی در حال تلاش هست تا حتی سکوهای مهم بین المللی را هم از ان ورزشکاران گیلانی نماید، یکی از هیات هایی که گیلان را در ناگویا سربلند خواهد کرد بلاشک همین هیات هست که البته بیشتر بدین خاطر است که بیش از اینکه یک هیات باشد بواسطه رشته های فراوانی که در ذیل مجموعه خود دارد به مانند یک وزارتخانه محسوب می شود البته سایر هیات های تابعه هم چنین خصلتی دارند ولی توانایی استفاده از این فرصت ارزشمند را ندارند. قنبری مثل همیشه پربار و با 10 ورزشکار در ناگویای حضوری پرافتخار خواهد داشت. جمشید رستگار در هیات ناشنوایان اگرچه غریبه هست اما خدمت به این قشر را وظیفه می داند و در همین مدت اندک حضورش، در بازی های جهانی کاراته و تکواندو سهمیه ها و مدال هایی را بدست اورد؛ مرتضی رمضانی دروازه بان پیشین تیم ملی فوتبال 5 نفره هم در هیات نابینایان یکی از ارام ترین روزهایش را سپری می کند اگرچه خود به عنوان مربی تیم ملی در ناگویا حضور خواهد داشت اما در بحث استعدادیابی و قهرمان پروری هنوز اندرخم یک کوچه هست.
مورد عجیب سارنگ
البته یک هیات ورزش های بیماران خاص هم داریم که پس از استعفای پیش از موعد شهرام غنی زاده رییس آن، اکنون با سرپرستی سارنگ بزرگ چنانی اداره می شود، فردی که سالها وقت و انرژی خود را برای بولینگ و بیلیارد گیلان صرف کرده ولی سال گذشته در اقدامی عجیب با کودتای پنهان فدراسیونی که محبوبش بود مواجه شده و پس از دو دهه خدمت در بیلیارد مجبور به استعفا شد اما او تحمل دوری از ورزش را نداشته و اکنون در سنگر دیگری به بیماران خاص خدمت می کند و بیلیارد هم به فردی سپرده شده است که پس از چند ماه تازه متوجه شد جای اشتباهی امده است و استعفا داد و خانواده بزرگ بیلیارد اکنون منتظر برگزاری مجمع انتخاباتی هستند تا ببینند چه کسی باید مسیر پرتلاطمی که سارنگ بزرگ چنانی برای ان هیات ترسیم کرده است را ادامه دهد.
بدنسازی، بزرگترین اجتماع ورزشی
حمید میرزاهد هم یکی از پرطرفدارترین رشته های ورزشی یعنی بدنسازی را در اختیار گرفته و با جامعه اماری بالایی که دارد هر رویداد وی با استقبال فراوان مواجه می شود، کارستان را هم با اوردن هادی چوپان و برگزاری رویداد بزرگ کاسین کاپ انجام داد اما بواسطه گستردگی کار و جامعه اماری بالا همیشه حواشی بخصوص حواشی مالی دنباله رو میرزاهد بوده است، اینکه چقدرش واقعی و چقدرش ساختگی است را باید نهادهای نظارتی بگویند.
هستند که باشند
در مقابل هیات بدنسازی با آن تعداد ورزشکاران سازمان یافته بالا، هیات هایی هم هستند که بسیار ضعیف به لحاظ آماری هستند و باتوجه به نوع عملکردشان باید گفت هستند که باشند؛ هیات کوهنوردی یکی از اینهاست، رضا رسولی شهردار رضوانشهر در هیات کوهنوردی همین که یک دیواره بزرگ سنگنوردی نصب کرد کارش تمام شده اکنون نوبت جامعه ورزشی و حرفه ای این رشته هست که استعدادهای خود را خارج از کوهستان، روی دیواره هم نشان دهند، موضوعی که البته هنوز رخ نداده است و ورزشکارانش اغلب به چشم کوهپیمایی به ان نگاه می کنند نه کوهنوردی.
سارا نوروزی تنها خانومی است که در گیلان رییس هیات شده و بیش از یک دهه این مسئولیت را برعهده دارد، او مثل اغلب خانومها قصد دارد مسئولیتی که برعهده گرفته است را به نحو احسنت انجام دهد حتی اگر مدیر بالادستی در استان با فعال کردن یک گروه اپوزسیون سعی در تضعیف وی را داشته باشد، اما چیزی مانع فعالیت این دختر تنها نشده و علیرغم داشتن محدودیت های فراوان زیرساختی، به تلاش خود ادامه می دهد.
هاکی و اسکواش شاید بی سروصداترین رشته های ورزشی گیلان باشند که در کمال ارامش و بدون تبلیغات به کار خود مشغولند، مرتضی مسرور که زمانی معاونت ورزشی اداره کل را برعهده داشته است هاکی گیلان را که در رودبار خلاصه شده به جایگاه والایی نرساند اما هیچگاه ترکیب تیم های ملی از ورزشکاران رودباری خالی نشده است و دکتر محسن پاسبان هم همیشه نگاهی علمی و اموزشی به هیات هایی که در ان خدمت کرده داشته و بحث قهرمانی را به خود ورزشکاران سپرده است. همین روش را احمد ابراهیمی در هیات ورزش های باستانی دارد و هرگز فعالیت این رشته را از گود زورخانه های گیلان خارج نکرده و دید و ایده قهرمانی ندارد.
تری اتلون هم که بعد از مدت ها صاحب رییس هیات شد اما ظاهرا ریسش هنوز نمی داند چه باید بکند بر این دامپزشک حرجی نیست اما احمد عباس پور از کارکنان اداره کل که مدت هاست ریاست هیات انجمن های ورزشی را برعهده دارد انتظار است باتوجه به چند ده انجمنی که در زیر مجموعه اش قرار گرفته حضور چشمگیری در رویدادهای ورزشی داشته باشد اما به ندرت خبری از این هیات می بینیم.
پول می خواهی، اینجا
یکی دیگر از هیات های که نه تنها رسالت قهرمانی ندارد بلکه وظیفه ورزشی هم ندارد هیات پزشکی ورزشی است، این هیات به لطف حاج احمد خوش عقیده از خیرین ورزشی، یکی از پولدارترین هیات هاست، چراکه این خیر با راه اندازی کیلینیک پزشکی برای هیات درآمد قابل توجهی را برای آنها رقم زد بطوریکه در برخی مواقع حتی دست اداره کل را هم می تواند بگیرد به شرطی که رییسی همسو با مدیرکل داشته باشد، اکنون دوره ریاست دکتر صادقی به پایان رسیده و مهربان این فرصت را دارد فرصت پیش امده را از دست ندهد.
یتیم خانه اداره کل با 11 سرپرست
اما در کنار ده هیاتی که پیشتر نام بردیم با سرپرست اداره می شوند (قایقرانی، انجمن های رزمی، تنیس، شمشیربازی، نجات غریق، ژیمناستیک، ورزش های بیماران خاص، بولینگ و بیلیارد، ورزش های روستایی و پزشکی ورزشی) هیات کبدی نیز رییس ندارد و با سرپرستی اداره می شود تا جمع بی نواها به یازده هیات برسد که البته تعدادشان قابل توجه است و مدیرکل باید هرچه سریعتر تکلیف انها را مشخص نماید. اما شنیدیم که ابراهیم مهربان بعد از دوران قهرمانی، مدت زیادی مدیریت بزرگترین و بهترین استخرهای پایتخت را برعهده داشته است، بنابراین باید شناگر ماهری باشد اما اینجا، گیلان، علاوه بر یازده هیات ورزشی بدون رییس، با انبوهی از پروژه های نیمه تمام ورزشی روبه رو هست، که اینجا را بی شباهت به چاه ویل نکرده است، چاهی که هرچقدر شنا بلد باشید باز غرق می شوید؛ به چاه ویل خوش امدید، اقای مهربان !



