روایتی از حیاط خانه مطبوعات
ریشه‌هایی که راه خود را پیدا می‌کنند

خط اول – صاحب مقصودی: گاهی یک درخت، بی‌آنکه سخنی بگوید، درس بزرگی از زندگی را می‌دهد. در حیاط خانه مطبوعات گیلان، درختی می‌بینیم که برای ادامه حیات، مسیر همواری داشته است؛ ریشه‌اش در تنگنای دیوارها و سنگ‌فرش‌ها پیچیده، راهش را از میان موانع پیدا کرده و با وجود همه محدودیت‌ها، قامت برافراشته و سر به آسمان سائیده است. گویی این درخت به ما می‌گوید که برای رشد کردن، همیشه به راهی باز و شرایطی ایده‌آل نیاز نیست؛ گاهی همین موانع‌اند که اراده زندگی را به چالش می‌کشند و قدرت ریشه‌ها را آشکار می‌کنند.

خبرنگاران نیز از جنس همین درخت‌اند. مسیر روزنامه‌نگاری همیشه هموار نیست؛ گاهی دیوار محدودیت‌ها، پیش رویشان قد می‌کشد، گاهی راهی بسته می‌شود و گاهی بی‌مهری‌ها و دشواری‌ها، امید را ناامید می‌کند. اما خبرنگار واقعی کسی است که در نخستین بن‌بست متوقف نشود؛ ریشه‌های آگاهی و تعهدش را عمیق‌تر کند، راه‌های تازه را بجوید و با تکیه بر حقیقت، مسئولیت‌پذیری و امید، همچنان به رشد خود ادامه دهد. اگر ریشه‌ها محکم باشند، حتی سنگ‌فرش‌ها و منبع پنج هزار لیتری هم نمی‌تواند مانع قد کشیدن شود.

شاید این درخت در حیاط خانه مطبوعات، بیش از آنکه یک تصویر ساده از طبیعت باشد، نمادی از سرنوشت روزنامه‌نگارانی است که با وجود دشواری‌ها، هنوز ایستاده‌اند و برای روشن نگه داشتن چراغ آگاهی تلاش می‌کنند. راه بسته، پایان مسیر نیست؛ گاهی فقط دعوتی است برای یافتن راهی تازه. خبرنگاران باید از این درخت بیاموزند که نه از سختی‌ها بترسند، نه در برابر موانع ناامید شوند و نه رؤیای رشد را به شرایط آسان گره بزنند؛ چراکه درخت، پیش از آنکه به آسمان برسد، هنر ریشه دواندن در سختی‌ها را آموخته است.

 اما یک حقیقت تلخ هم وجود دارد؛ همان‌طور که ممکن است روزی این درخت پرتلاش را به بهای چوبش یا به بهانه مزاحمتش جهت ساخت و ساز، قطع کنند، خبرنگار پرتلاش نیز ممکن است روزی تنها به جرم ریشه دواندن در حقیقت و بلند کردن صدای آگاهی، قربانی محدودیت‌ها و نبود آزادی بیان شود.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *