صاحب مقصودی
خورشید هست، نیروگاه نیست!

بحران‌های ناشی از جنگ در خاورمیانه، بار دیگر آسیب‌پذیری جهان را آشکار کرده‌ و هم اکنون شاهد یکی از شدیدترین شوک‌های انرژی در تاریخ معاصریم، چراکه تنگه هرمز مسیر عبور حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان است و کاهش بی سابقه تردد نفتکش‌ها، امنیت انرژی دنیا را به خطر انداخته است. در چنین شرایطی، انرژی‌های تجدیدپذیر تنها یک انتخاب زیست‌محیطی نیستند، بلکه ابزاری برای امنیت ملی و اقتصادی محسوب می‌شوند.

در میان انرژی های تجدیدپذیر هم، خورشیدی جایگاه ویژه ای دارد چراکه برخلاف سایر سوخت‌ها، برای تبدیل؛ هزینه هایی چون استخراج و حمل‌ونقل ندارد و می‌توان آن را در مقیاس‌های مختلف، از پشت‌بام خانه‌ها و ادارات و کارخانه ها گرفته تا زمین‌های لم یزرع احداث کرد.

اهمیت این موضوع برای ایران که از ظرفیت قابل‌توجه تابش خورشید برخوردار است، دوچندان است. در شرایطی که خاموشی های مداوم، کارخانجات و زندگی مردم را تهدید می کند، نمی‌توان از کنار ظرفیتی گذشت که هر روز در آسمان دیده می شود. خورشید نه به واردات سوخت نیاز دارد، نه درگیر تنگه هرمز می‌شود، فقط به اندکی سرمایه‌گذاری اولیه و تجهیزات نیاز دارد.

اما چرا گیلان، استانی که از ظرفیت‌های طبیعی و اقلیمی قابل‌توجهی برخوردار است، هنوز نتوانسته یک نیروگاه خورشیدی احداث کند؟

گیلان را بیشتر با بارانش می‌شناسیم؛ تصویری که شاید در نگاه نخست، این استان را از مناطق مستعد توسعه انرژی خورشیدی دور نشان دهد. ولی بارندگی و آسمان ابری به معنای ناممکن بودن تولید برق خورشیدی نیست. پنل‌های خورشیدی برای تولید برق الزاماً به آسمانی کاملاً صاف و هوایی گرم نیاز ندارند؛ بلکه میزان تابش دریافتی در طول سال و نحوه بهره‌برداری، تعیین‌کننده ظرفیت واقعی تولید هست. حتی در مناطق ابری نیز پنل‌ها می‌توانند با استفاده از تابش پراکنده، برق تولید کنند؛ هرچند میزان تولید آن‌ها در مقایسه با مناطق آفتابی‌ متفاوت خواهد بود.

اما اگر در برخی مناطق گیلان به دلیل پوشش ابری، میزان تابش مستقیم کمتر است، آیا نمی‌توان نقاط مستعدتر را شناسایی کرد؟

پاسخ مثبت است، جنوب گیلان که دارای وسیع ترین شهرستان استان است، اقلیم پرتابشی دارد و توسعه انرژی خورشیدی در آن الزاماً به معنای تغییر کاربری اراضی کشاورزی نیست. محدودیت‌های زمین و عرصه‌های طبیعی در این مناطق وجود ندارد و تنها چالشی که مسولان جهت کم کاری خود پشت آن پنهان می شوند، ممانعت های محلی است. چالشی که براحتی با مدیریت مدیران بالادستی قابل حل است اما مدیران ترسو آنقدر آن را بزرگ کرده اند که سرمایه‌گذار را برای ورود به این حوزه دچار تردید نموده اند.

در این میان، نقش دستگاه‌های ناظر در استان تعیین‌کننده است، انها باید از متولیان امر بپرسند اگر جنوب گیلان هم نه پس کجا؟ کدام مناطق برای احداث نیروگاه‌ مناسب‌تر است؟ آیا عدد و رقمی از ظرفیت انرژی خورشیدی در گیلان وجود دارد؟ چه تعداد طرح در مرحله مطالعه، اخذ مجوز یا اجرا قرار دارند؟ پاسخ شفاف به این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند که فاصله میان ظرفیت بالقوه و بالفعل گیلان، ناشی از محدودیت‌های طبیعی است یا ضعف در برنامه‌ریزی.

خورشید که هست؛ آنچه که مشخص نیست، سرنوشت تابش هایی است که هنوز به برق تبدیل نشده‌اند.

گیلان برای توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، بیش از شعار به نقشه راه، بیش از وعده به سرمایه‌گذاری و بیش از اعلام آمار مجوزها به نیروگاه‌های عملیاتی نیاز دارد. در روزگاری که امنیت انرژی به یکی از مؤلفه‌های مهم امنیت اقتصادی و حتی امنیت ملی تبدیل شده است، نمی‌توان از کنار هیچ فرصتی برای تولید برق گذشت. اگر توسعه نیروگاه‌های خورشیدی در گیلان با موانعی روبه‌روست، باید این موانع را شناخت و برای رفع آن‌ گام برداشت؛ نه اینکه کمبود زمین و ممانعت های محلی به توضیحی همیشگی برای عقب‌ماندن از این مسیر تبدیل شود.

باران و ابر، بخشی از هویت طبیعی گیلان‌اند؛ اما نباید اجازه داد این تصویر، ظرفیت‌های دیگر استان را از نگاه مدیران و برنامه‌ریزان پنهان کند. البته انتظار نمی‌رود انرژی خورشیدی به‌تنهایی همه مشکلات برق گیلان را حل کند. اما حیف است در استانی مثل گیلان، چنین ظرفیتی پیش از آنکه به‌درستی به کار گرفته شود، در سایه تردیدها و تعلل‌های مدیریتی بماند، باور کنید خورشید هست؛ اما حیف که هنوز نیروگاه‌ نیست.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *