صاحب مقصودی
جنگ نفتکش‌ها؛

تنگه هرمز بار دیگر به یکی از کانون‌های اصلی تقابل نظامی در خلیج فارس تبدیل شده است؛ جایی که این بار، امنیت کشتیرانی و انتقال انرژی جهان، بیش از هر زمان دیگری زیر سایه حملات نظامی قرار گرفته است. این وضعیت یادآور جنگ نفتکش‌ها در جریان جنگ ایران و عراق، به‌ویژه در سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۸ است؛ دوره‌ای که حمله به نفتکش‌ها، پرچم‌گذاری مجدد کشتی‌ها و حضور نظامی قدرت‌های خارجی، خلیج فارس را به صحنه‌ای پرخطر تبدیل کرد. با این حال، بحران کنونی از نظر گستره پیامدهای جهانی می‌تواند ابعاد پیچیده‌تری داشته باشد؛ زیرا اقتصاد جهان، زنجیره‌های تأمین و بازارهای انرژی در شرایطی متفاوت و به‌هم‌پیوسته‌تر از چهار دهه پیش قرار دارند.

اهمیت این بحران فقط به نفتکش‌های ایرانی یا کشورهای عربی محدود نمی‌شود. هر حمله به کشتی‌های حامل نفت و فرآورده‌های انرژی در تنگه هرمز، امنیت عرضه را برای مصرف‌کنندگان آسیایی و اروپایی تهدید می‌کند و با افزایش هزینه بیمه، حمل‌ونقل دریایی و ریسک سرمایه‌گذاری، قیمت انرژی را تحت فشار قرار می‌دهد. گزارش‌های اخیر نیز از تشدید حملات به شناورها و کاهش تردد دریایی در این آبراه راهبردی حکایت دارند.

تداوم جنگ نفتکش‌ها می‌تواند از افزایش قیمت نفت و گاز فراتر برود و به موج تازه‌ای از تورم جهانی، افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل، گرانی کالاها و کندشدن رشد اقتصادی منجر شود. در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که مستقیماً درگیر جنگ نیستند، از پیامدهای آن در امان نخواهند بود. تجربه تاریخی نشان داده است که امنیت انرژی را نمی‌توان صرفاً با افزایش تولید یا ذخایر نفتی تضمین کرد؛ امنیت مسیرهای انتقال نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در جنگ نفتکش‌ها، شاید موشک‌ها کشتی‌ها را هدف بگیرند، اما موج اقتصادی آن، دیر یا زود، به ساحل زندگی مردم در سراسر جهان خواهد رسید.


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *